تبلیغات
سایه روشن - شعر - دل به دریا میزنم در قیل و قال زندگی - مجید طاهری
شعر - دل به دریا میزنم در قیل و قال زندگی - مجید طاهری

دل به دریا میزنم در قیل و قال زندگی
خسته از پژمردنم پشت خیال زندگی

در اتاق فکر من، آیینه تابوتم شده
در نبردم، در کما، با احتمال زندگی

کفشهایم رو به فردا پشت در کز کرده اند
بنده ی دیروزم و حل سوال زندگی

مثل یک گنجشک زخمی در هوای بیکسی
بی رمق نوک میزنم بر سیب کال زندگی

در همین بازی گل یا پوچ دل وا مانده ام
کیش و ماتم میکند رندان فال زندگی

عابری هم در گذر از کوچه ی ما هر زمان
باخودش حرفی زند از ابتذال زندگی

پاورقی: والا بنده این شعر رو تو برنامه مشاعره شبکه آموزش شنیدم. البته برخلاف نقد بچه گانه ای که آقای آذر به شعر ایشون کردند به نظر حقیر شعر فوق العاده ایه. راستی اون کلمه ی "ابتذال زندگی" تو مصرع آخر رو همه توی وب نوشتند "ابتدای زندگی" ولی اگه به قافیه ها دقت کنید میبینید که اینطوری درست تره. البته بنده خودم اینو استنباط کردم و حدس زدم که باید ابتذال باشه. شایدم اشتباه باشه.