تبلیغات
سایه روشن - شعر ناله ناکامی از استاد شهریار
شعر ناله ناکامی از استاد شهریار

پسر خوب
برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد وپیمان تو باما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم امده بود
ز آن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار ومن از یار ودیار
گشتم آواره وترک سر وهمسر کردم
زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی
که من از خار وخس بادیه بستر کردم
در ودیوار به حال دل من زار گریست
هرکجا ناله ی ناکامی خود سر کردم
در غمت داغ پدر دیدم و چون درد یتیم
اشکریزان هوس دامن مادر کردم
اشک از آویزه ی گوش تو حکایت می کرد
پند از این گوش پذیرفتم از آن در کردم
پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد وفغان کر کردم
ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
دیده را حلقه صفت دوخته بر در  کردم
شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال
آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم




پیمان:
اول: یکی از دوستان شدیدا نیاز به دعا داره لطفا دعاش کنید (جزو لینکامونم هستند ایشون)!
دوم:خانم ثنائی فر(در پی شناخت) با مریم خانم (خدا برای من کافیست) و خانم مژده ژیان (نغمه های باران) وضعیفه(که شروع کرده به نویسندگی) من امکان ارساله نظر برای اینا رو ندارم واقعا ببخشید !!(به خدا کوتاهی از من نیست)!!


دیالوگ برگزید:همیشه یا نمیرسیم یا وقتی میرسیم که دیگه خیلی دیر شده ... ( فیلم شب دهم_ حسن آقا فتحی)