تبلیغات
سایه روشن - تازه ترین سروده ی فاضل نظری
تازه ترین سروده ی فاضل نظری

دشت خشكید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچ‌كس آسان نگرفت
چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند
شعله‌ای بود كه لرزید، ولی جان نگرفت
دل به هركس كه رسیدیم سپردیم ولی
قصه‌ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت
تاج سر دادمش و سیم  زر، اما از من
عشق جز عمر گرانمایه به تاوان نگرفت
مثل نوری كه به سوی ابدیت جاریست
قصه‌ای با تو شد آغاز كه....

پاورقی: انتهای شعر به عمد و از طرف شاعر نوشته نشده تا "قصه ی شاعر پایان نگیرد".
درضمن ببخشید که بنده هی میرم و میام. چون این خیلی زیبا و تازه بود گفتم حیف که نذارمش.