تبلیغات
سایه روشن - شعر از حافظ
شعر از حافظ

نقاشی استاد فرشچیانای غایب از نظر به خدا می سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت

محراب اَبرُویت بنما تا سحر گهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت

گر بایدم شدن سوی  هاروت بابلی

صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت

خواهم که پیش میرمت ای بی وفا طبیب
بیمار باز پرس که در انتظارمت

صد جوی آب بسته ام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر  که در دل بکارمت


خونم بریخت و ز غم عشقم خلاص داد
منت پذیر غمزه خنجر گذارمت

می گریم و مردام از این سیل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت

بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل

در پای دم  به دم گهراز دیه بارمت

حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فی الجمله میکنی و فرو می گذارمت

پیمان: غلط املایی اگر داشت ببخشید بالا.!!!

* شب یـــــــلــــــدا تونم مبارک  (شعر حافظ به خاطر این شبه)*

دلی: ممنون. یواش یواش باید یک متن برای تولد سایه روشن بنویسم.
عذر تاخیر یا غیبت: معذرررررت ما هم آدمیم دیگه.

نقاشی از استاد: فرشچیان