تبلیغات
سایه روشن - چه می کشم از استاد شهریار
چه می کشم از استاد شهریار

در وصل هم ز عشق تو ای گل دنقاشیر آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال وباز
صبحست وسیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو می سوزم وخوشم


خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

باور مکن که طعنه ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چون شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه ی خندان خامشم

هر شب ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می کشم


پیمان: اول تشکر، بعدا می خوام یک بخش جدیدی راه بندازم به اسم «صادراته خاطرات (پیمان)»
در این بخش می خوام کلا دفتر خاطرات و خود خاطرات ذهنی خودم براتون بذارم تا هم اونای که داشتند این دورهارو تازه بشه
و اونای که این دوره رو نداشتند یک
تجربه نوشتاری داشته باشند.
(مثل دوران سربازی برای دختران).
هنوز راش نداختم پس نظرتونو بدید.
ممنون.

نقاشی هم : نمیدانم. کمک کنید.

نمایش نظرات 1 تا 30