تبلیغات
سایه روشن - شعری از مهدی فرجی
شعری از مهدی فرجی

نقاشی مجید اوری.
پابند کفشهای سیاه سفر نشو
یا دست کم بخاطر من دیرتر برو
دارم نگاه می کنم و حرص می خورم
امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو

کاری نکن که بشکنی امـ...ا شکسته ای
حالا شکستنی ترم از شاخه های مو
موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو -
به به مبارک است :دل خوش - لباس نو
دارند سور و سات عروسی می آورند
از کوچه های سرد به آغوش گرم تو
...
هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر
مجبور نیستی بمانی ...

ولی نرو

پیمان: خدایا خودت که می دونی!
دلی: یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است.
خواستگار: اقا دختر که نمی دید لا اقل گل مونو بدید ببریم. (برای یک بارم که شده با اجازه کوچکترها بعله کوچکها پیمان هوای همتونو داره هر چند خودشم.... {وفا@})
سایه روشن: دیگه خسته شدم از چرت وپرتات پیمان.
گله: داشتم ازتون پشیمون شدم بگم.
نقاشی: از استاد مجید اوری 

نمایش نظرات 1 تا 30