تبلیغات
سایه روشن - در دام کفر از هوشنگ ابتهاج
در دام کفر از هوشنگ ابتهاج

نقاش استاد شهرداد
غیر عشق او ، که دردش عین درمان گشتن است
حاصل هر کار دیگر جفت حرمان گشتن است
خوشدلی خواهی پی او گیر ، کاندر باغ مهر
صبح را از بوی این گل ذوق خندان گشتن است
شمع را زان رو خوش افتاده ست این خود سوختن
کز فنای تن هوای او همه جان گشتن است
تا نهادی گنج راز عشق خود در خک ما
قدسیان را ملتمس تشریق انسان گشتن است
تا سر زلف تو شد بازیچه ی دست نسیم
کار و بار جمیع مشتاقان پریشان گشتن است
جام بشکستند و کنون وقت گل خون می خورند
حاصل آن توبه کردن این پشیمان گشتن است
از لب پیمانه ، گر سر می رود ، لب بر مگیر
مرد را از جان گذشتن به ز پیمان گشتن است
سایه ! ایمان خلیلی نیست در این دام کفر
ورنه آتش را همان شوق گلستان گشتن است

پیمان: خبری نیست به شیش زبان زنده دنیا میگم خبری نیست.
دلی:  بیت آخر همین شعر.
انتقاد دارید بگید در مورد من ، وبلاگ، فضاش، کامنت، شوخی،...!! (هرچی که به نظر شما ناپسند است)
نقاشی از: استاد شهرداد

نمایش نظرات 1 تا 30