تبلیغات
سایه روشن - رباعیاتی از ابوالسعید ابوالخیر
رباعیاتی از ابوالسعید ابوالخیر

از بار گنه شد تن مسکینم پستنقاشی استاد شهرداد
یا رب چه شود اگر مرا گیری دست
گر در عملم آنچه تو را شاید نیست
اندر کرمت آنچه مرا باید هست
----------------------------------------
عصیان خلایق ار چه صحرا صحرا ست
در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ماست کشتی کشتی
غم نیست که رحمت تودریا دریاست
----------------------------------------
گر سبحه ی صد دانه شماری خوبست
ور جام می از کف نگذاری خوبست
گفتی چه کنم چه تحفه آرم بر دوست
بی درد میا هر آنچه آری خوبست
----------------------------------------
ای حیدر شهسوار وقت مدد ست
ای زبده ی هشت وچار وقت مددست
من عاجزم از جهان ودشمن بسیار
ای صاحب وذالفقار وقت مدد ست
-----------------------------------------
گریم ز غم تو زار و گویی زرق است
چون زرق بود دیده در خون غرق است
تو پنداری که هر دلی چون دل توست
نی نی صنما میان دلها فرق است
-----------------------------------------
پیمان: سلام بر همگی. خدا قوت هم تون.  دوبازه نیستم ی چند روزی.
دلی: اگه انتقادی هست بگو اگه نداری برای چی مزاحم میشی؟!! {نیش خند}
نقاشی از استاد:شهرداد