تبلیغات
سایه روشن - شعری از ایرج میرزا
شعری از ایرج میرزا

وه چه خوب آمدی صفا کردیاستاد ملکی
چه عجب شد که یاد ما کردی؟

ای بسا آرزوت می‌کردم
خوب شد آمدی صفا کردی

 آفتاب از کدام سمت دمید
که تو امروز یاد ما کردی؟

از چه دستی سحر بلند شدی
که تفقد به بینوا کردی؟

شب مگر خواب تازه‌ای دیدی
که سحر یاد آشنا کردی؟

 
بیوفایی مگر چه عیبی داشت
که پشیمان شدی وفا کردی؟

هیچ دانی که اندرین مدت
از فراقت به ما چها کردی؟

با تو هیچ آشتی نخواهم کرد
از همان ره که امدی برگرد!

پیمان: چیزی برای گفتن ندارم. کلا آدم خودخواهیم.
دلی: فقط من از حضور هیچ کس در اینجا ناراحت نمیشم که بشه علت غیبت من (به شیش زبون زنده دنیا میگم غیبت من درسیه) { ساره آریا منش)
تقدیم به :«یک همراه» به خاطر اول شدن در پست قبل
نقاشی از استاد: ملکی

نمایش نظرات 1 تا 30