تبلیغات
سایه روشن - شمیم از ملک الشعرای بهار
شمیم از ملک الشعرای بهار

مجید اوری
شمعیم و دلی مشعله افروز و دگر هیچ
شب تا به سحر گریه جانسوز و دگر هیچ
افسانه بود معنی دیدار،که دادند
در پرده یکی وعده ی مرموز و دگر هیچ
خواهی که شوی با خبر ازکشف وکرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه ورانش
گهواره تراشند و کفن دوز ودگر هیچ

زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست
لوحی سیه وچند بد آموز و دگر هیچ
خواهد بدل عمر،بهار از همه گیتی

دیدار رخ یار دل افروز و دگر هیچ.

پیمان: ممنون.خیلی ها برای اینکه بهشون سر نزدم از این وب جدا شدند اما عمدی نبوده سر نزدن من.
دلی: دله دیگه نمیشه که نباشه.
تقدیم به: صهبا و یک همراه و علی
نقاشی از استاد: مجید اوری