تبلیغات
سایه روشن - در هوای دو گانگی از سهراب سپهری
در هوای دو گانگی از سهراب سپهری

در هوای دو گانگی ، تازگی چهره ها پژمرد.
بیایید از سایه - روشن برویم‌.


بر لب شبنم بایستیم‌، در برگ فرود آییم‌.
و اگر جا پایی دیدیم ، مسافر كهن را از پی برویم‌.
برگردیم‌، و نهراسیم‌، در ایوان آن روزگاران ، نوشابه جادو
سر كشیم‌.
شب بوی ترانه ببوییم‌، چهره خود گم كنیم‌.
از روزن آن سوها بنگریم‌، در به نوازش خطر بگشاییم‌.
خود روی دلهره پرپر كنیم‌.
نیاویزیم‌، نه به بند گریز، نه به دامان پناه‌.
نشتابیم ، نه به سوی روشن نزدیك ، نه به سمت مبهم دور.
عطش را بنشانیم ، پس به چشمه رویم‌.
دم صبح ، دشمن را بشناسیم ، و به خورشید اشاره كنیم‌.
ماندیم در برابر هیچ ، خم شدیم در برابر هیچ ، پس نماز
ما در را نشكنیم‌.
برخیزیم ، و دعا كنیم‌:
لب ما شیار عطر خاموشی باد!
..........................
............................

پیمان: دیگه نه نای مونده نه حوصله ی...!!!!

دلی: اما روز..... (پست بعد رو بخونید)